نکته هایی درباره اینستاگرام که باید بدانید (اینفوگرافیک)

سلام
حتما در مورد اینفوگرافیک ها و تاثیر آنها در آینده بازاریابی محتوا مطالب زیادی شنیده اید. من هم از امروز تصمیم گرفتم، اینفوگرافیک هایی که خودم طراحی میکنم را برای شما به اشتراک بگذاریم.
اینفوگرافیک نکته هایی درباره اینستاگرام که باید بدانید ، حاوی چندین نکته و آمار است که دقت در آن ها می تواند برای سوشال مارکترها مفید باشد و مطمئنم عامه مردم هم از این دست محتوا بسیار رضایت خواهند داشت.

از شما دعوت میکنم ضمن مطالعه این اینفوگرافیک، اگر نقدی بر کیفیت کار دارید، یا در آمار و اطلاعات نظری دارید حتما با من درمیان بگذارید.

با تشکر

اینفوگرافیک نکته هایی درباره اینستاگرام که باید بدانید

۷ نکته سئو برای استارت آپ ها که باید بدانید

سلام
امروز قصد دارم، اولین پست خودم را برای مخاطبین استارت آپی بنویسم و ارسال کنم، صادقانه بگویم که از این امر بسیار خوشحالم و امیدوارم بتوانم با بچه های استارت آپی ارتباط خیلی خوب و نزدیکتری داشته باشم.
مبحث امروز ما در مورد سئو برای استارت آپ هاست.

سئو برای استارتاپ ها

تقریبا مطالب زیادی در این باره در سطح وب فارسی نوشته شده است.

اما بسیاری از این مطالب با هدف افزایش نرخ کلیک سایت یا صرف انتشار یک مقاله منتشر شده است و مطلب مفیدی را به استارتاپ ها آموزش نخواهند داد. (حداقل من مطلبی که برای بچه های استارت آپی مفید باشد، پیدا نکردم.)

چون بچه های استارتاپی وقت زیادی ندارند، اجازه بدهید با پاسخ به یک سوال اساسی به ارائه راهکارها برای دوستان استارت آپی بپردازیم:

چرا سئو برای استارت آپ ها متفاوت است؟

واقعیت این است که سئو کردن در هیچ پروژه ای با پروژه دیگر متفاوت نیست.

سئو کردن یک سری اصول دارد که باید رعایت کنیم.

پس گوگل اهمیتی نمیدهد که سئو برای استارت آپ است یا برای یه پروژه اسکیل (Scale) شده.

اما با توجه به امکانات و انتظاراتی که برای پروژه سئو تعیین می شود، استراتژی ما هم متفاوت تعریف می شود.

اجازه بدهید با توجه به مبحث اصلی خودمان این مساله را بهتر برای شما باز کنم.

در استارت آپ ها سرعت رشد و شتاب گیری در کوتاه مدت بسیار مهم است.

اما در مقابل کسب و کارهایی که در قالب عادی و تقریبا با ثبات، مدیریت می شوند، بیشتر به دنبال بازدهی هستند و به دنبال نتیجه در کوتاه مدت نیستند.

همین تفاوت گاها باعث می شود که بچه های استارت آپی دست به ساخت یک سری آمار بزنند.

مثلا رتبه الکسای سایتشان را پایین بیاورند، یا تعداد زیادی ایمیل به عنوان تولید لید Lead Generation جمع آوری کنند یا حتی ترافیک غیرارگانیک برای سایتشان تامین کنند.

اما متاسفانه این نگاه در بلند مدت به نفع استارت آپ ها تمام نمی شود و تنها هدررفت بخشی از سرمایه را به دنبال خواهد داشت.

پس اگر اصولی نگاه کنیم، استارت آپ ها هیچ راهی به جز چینش یک استراتژی کوتاه مدت و زودبازده برای سئو ندارند.

امری که بیش از آنچه گمان می کنید مشکل است.

اما اگر شما مرد روزهای سخت نیستید، کلا مسیر را اشتباه آمده اید، شما در اکوسیستم استارت آپی جایی نخواهید داشت.

پس با توجه به آنچه بیان شد، سه اصل ذیل را در هنگام مطالعه این مقاله به خاطر داشته باشید:

  1. توصیه های این مقاله با توجه به مختصات کاری استارتاپ ها ارائه می شود.
  2. بدون هیچ دروغ و امید واهی سئو کردن سایت در کوتاه مدت بسیار مشکل، اما ممکن است.
  3. قرار نیست در این مقاله تقلب کردن را بیاموزید و هر آنچه خواهید خواند راهکار اصولی است.

حال به سراغ بررسی راهکارهای سئو برای استارت آپ ها برویم:

 

۱٫ سئو جزئی از استراتژی کلی بازاریابی دیجیتال است.

این اصل را هیچوقت از یاد نبرید، سئو شما باید جزئی از استراتژی دیجیتال مارکتینگ استارت آپ شما باشد.

در این اصل تفاوتی نمیکند که شما در حال سئو برای استارت آپ هستید یا همان پروژه های به بلوغ رسیده.

نکته مهم و متمایز کننده برای شما دوستان استارت آپی اینست که شما احتمالا زمان آزمون و خطا را ندارید. پس اگر تجربه بنده و امثال من هم برایتان مهم نیست، به اصول اعتماد کنید.

بازاریابی درونگرا سئو استارتاپ

به هیچ وجه استراتژی سئو را جدای از استراتژی کلی کسب و کارتان نبینید.

حال اینکه شما، تصمیم بر تعیین چه نوع استراتژی برای مارکتینگ استارت آپ خودتان دارید، بحث دیگری است. اما در یک نگاه ساده، چه بازاریابی درونگرا را انتخاب کنید، چه بازاریابی برونگرا، راهکارهای سئو سایت شما باید جز این بخش تعیین شود.

 

۲٫ هر آنچه مربوط به سئوی داخلی است رعایت کنید.

اعداد و ارقام مختلفی در مورد چک لیست سئو یا همان مواردی که یک مسئول سئو باید رعایت کند نقل می شود، که اکثرا قابل استناد نیست.

اما برخی موارد برای همه سئوکاران مثل روز روشن است.

سئو داخلی برای استارتاپ

بیشتر این موارد مربوط سئو داخلی وبسایت شماست.

ضمنا رعایت اکثر این موارد بسار کم هزینه هستند و سریع به دست می آیند. مواردی مثل سرعت وبسایت، لینک های داخلی و بهینه سازی تصاویر از همین دست هستند.

در مقاله ای به زودی سعی خواهم کرد یک چک لیست از سئوی داخلی را به شما معرفی کنم یا ترجمه کنم.

 

۳٫ در تولید محتوا سهل انگار نکنید

این نگاه که خیلی سرسری چهار مقاله بنویسیم و بگذاریم در سایتمان تا تامین محتوا کرده باشیم فوق العاده نگاه مسخره ایست.

اینکه برای تامین محتوا به دو فریلنسر پول بدهیم و بگوییم بیا در مورد فلان موضوع سه مقاله بنویس فوق العاده نگاه مسخره ایست.

محتوای باید استراتژی داشته باشد. اجازه بدهید خیلی رک و پوست کنده بگویم:

[su_highlight background=”#9f0110″ color=”#ffffff”][/su_highlight]

محتوا برای افزایش زمان ماندگاری کاربران در سایت

برای تولید محتوا وقت بگذارید، لزوما نباید محتوای شما متنی باشد.

محتوای ویدیویی، اینفوگرافیک ها، تولید پادکست، تامین محتوای شبکه های اجتماعی؛ تمام این موارد میتواند راهکارهای جدید در بحث تامین محتوا و سئو وبسایت استارت آپی به شما ارائه دهد.

و ضمنا درگیرشدن (Engage) مخاطب را هم در پی داشته باشد.

اگر محتوای شما، بتواند مخاطبتان را قانع کند، تا آن را به اشتراک بگذارد، بهترین اتفاق برای شما رخ داده است.

پس محتوایی تولید کنید که مخاطب علاقه مند باشد آن را به اشتراک بگذارد، هر چند این کار در فضای وب فارسی امری بسیار مشکل است.

 

۴٫ با دقت کلمات کلیدی را انتخاب کنید.

یکی از مسائل اصلی سئو سایت شما انتخاب کلمه کلیدی اشتباه است.

وبسایت های زیادی را مشاهده کرده ایم بر روی کلمات کلیدی اشتباه سئو کرده اند و با پایین آمدن CTR نه تنها جایگاه آن کلید واژه که جایگاه کلی تمامی لینک را از دست داده اند.

کلمه کلیدی سئو برای استارتاپ

شما در سئو برای استارت آپ خودتان وقت کمی دارید، پس از این زمان اندک بهترین استفاده را بکنید.

در مورد متدهای انتخاب کلمات کلیدی هم برای شما مطالبی را در همین وبلاگ منتشر خواهم کرد.

 

۵٫ کاربر را در سایتتان نگه دارید.

اگر یکسری از اصول را رعایت کنید، به راحتی میتوانید نرخ مدت ماندگاری کاربران را در سایتتان افزایش دهید.

نکته مهمی که من را بر آن داشت تا این مورد را به عنوان یک نکته جداگانه ذکر کنم، این بود که افزایش مدت ماندگاری اصولا پیش از بهبود رنک شما حاصل می شود.

زمان ماندگاری سایت

یعنی در اکثر مواردی که سئو کلاه سفید انجام میدهیم: وقتی آنالیز سایت را ملاحظه می کنیم و مدت ماندگاری در سایت افزایش پیدا می کند، انتظار داریم پس از یکی دو هفته ورودی ارگانیک سایت هم افزایش پیدا کند.

پس تاکید میکنم، کاربر را در سایتتان نگه دارید.

البته طبق اصل دومی که در ابتدای این مقاله ذکر کردم، قرار نیست این کار با راه های متقلبانه انجام بدهید.

 

۶٫ بودجه تان را برای بک لینک های بی فایده هزینه نکنید.

بک لینک ساختن برای سئو خیلی مهم است، اما بک لینک خوب ساختن خیلی مهم تر است.

اگر بگویم بنشینید و با ترفندهای بک لینک سازی، کارتان را پیش ببرید، که احتمالا نه نیروی انسانی و نه زمان این کار را ندارید.

پس باید یکسری بک لینک با کیفیت در راستای سئو برای استارت آپ تان تهیه کنید.

بک لینک سئو برای استارت آپ

ترجیح بر این است که با مشخص کردن پرسونای هدفتان، چند وبسایت را برای انتشار رپورتاژ انتخاب کنید و با این رپورتاژها بک لینک های با کیفیت بگیرید.

در همه موارد با دقت عمل کنید: از وبسایتی که برای بک لینک دادن انتخاب میکنید تا انکرتکست و متنی که مینویسید.

 

۷٫ CTA را فراموش نکنید

سعی کنید در هر محتوایی که تولید می کنید، یک CTA تعریف کنید.

این خیلی بستگی به ساختار استارت آپ شما دارد، اما توجه داشته باشید به همان دلایل کمبود وقت و کمبود بودجه، سعی کنید از ورودی های سایت بهترین بهره را ببرید.

cta سئو برای استارتاپ ها

در مقاله ای که برای سئو در همینجا منتشر کردم به وضوح توضیح دادم که بازدیدکننده ای که شما را از طریق سرچ پیدا کند، به نوعی مشتری بالقوه شماست.

در نکته شماره ۱ اشاره کردم که سئو شما جزئی از استراتژی دیجیتال شماست.

اینجا دقیقا می تواند یکی از مراحل تبدیل بازدیدکننده به لید باشد.

دقت کنید: بازدیدکننده ای که به خاطر سئو وبسایت، به استارت آپ شما رسیده است.

 

۸٫ آنالیز رقبا را فراموش نکنید

شاید این نکته را باید با تمام نکته های بالا همراه کرد.

مبحث آنالیز رقبا در استارت آپ ها کاملا یک مبحث مفصل است که تقریبا از سواد بنده هم خارج است.

اما آنالیز وبسایت رقبا آن هم با تمرکز بر روی اصول سئو، نکته مهمی است که اصلا نباید فراموش کرد.

پس آنالیز رقبا برای سئو، جزئی از سئو برای استارت آپ شما در نظر گرفته می شود.

انالیز رقیب در سئو برای استارت آپ

همانطور که گفته شد، این نکته باید در تمام نکات فوق مورد توجه قرار گیرد.

زمانی که قصد انتخاب کلیدواژه ها برای محتوای وبسایتتان را دارید، یا زمانی که قصد درج CTA را دارید.

در تمام این مراحل، آنالیز رقبا یک زاویه دید جدید به شما خواهد داد.

برای آنالیز رقبا ما ابزار دقیقی در دست نداریم، اما شما میتوانید از وبسایت های مثل: Alexa و Similarweb استفاده کنید.

ضمنا اگر توانایی مالی لازم را داشته باشید حتما از Ahref استفاده کنید.

البته لطفا ریال به ریال بودجه استارت آپ را دقیق هزینه کنید.

شما راهکاری دارید که به این موارد اضافه کنید؟ به راهکارهای من نقدی دارید؟ لطفا برایم کامنت بگذارید.

[su_divider top=”no” style=”dashed” divider_color=”#9f0110″ margin=”20″]

یک تقویم برای تیم محتوا بسازید

سلام
در این مقاله میخواهم از تجربه ساخت تقویم برای تیم محتوا با شما صحبت کنم. اگر شما یک کارشناس یا مدیر دیجیتال یا کانتنت مارکتینگ باشید و با یک تیم همکاری کنید، حتما دردسرهای هماهنگی و تقسیم وظایف را با گوشت و پوست و استخوانتان حس کرده اید.

حدودا اوایل سال ۹۶ بود که یک پروژه دیجیتال مارکتینگ را به همراه تیمم عهده دار شدیم. برای  شرکت کارفرما سئو خیلی امر مهمی بود و من هیچوقت یک کلاه سیاه نبودم. برای همین شروع کردیم به تدوین یک استراتژی محتوا. بعد از کلی بحث و جدل (که ناشی از تازه کاری آن موقع بود) موفق شدیم استراتژی را آماده کنیم.

خب حالا زمان آن شده بود که شروع کنم، اولین قدم تقسیم کار بود. و اولین قدم برای تقسیم کار این بود که در فلان زمان، فلان مطلب، با فلان موضوع، از فلان کانال محتوایی ارسال شود. اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود:

روی یک اکسل برای خودم به صورت یک اکشن پلن همه آنچه باید انجام می شد را تا سه ماه آینده، ترسیم کردم. روی ترلو برای تمام اعضای تیم، وظایفشان را تعیین می کردم و در قدم آخر و برای محکم کاری، یک بورد کوچک برای دفتر به صورت ماهیانه طراحی و تهیه کردم و تسک های مربوط را روی آن برای همان پروژه پین می کردم.

تقویم برای تیم محتوا

اما این پروسه زمان بر و کمی هم خسته کننده بود. من نیاز به ابزاری داشتم که زمان کمتری برای تنظیم امور از من بگیرد. ضمنا هماهنگ شدن اعضای تیمم کار سختی بود. من فکر میکردم باید ابزار بهتری برای این کار وجود داشته باشد. و البته وجود داشت. شروع کردم به سرچ کردن و دست آخر به همان استاد قدیمی یعنی ، Hubspot، رسیدم. وقتی مقاله هاب اسپات را خواندم متوجه شدم آن ها هم داستانی مثل من داشته اند، داستانی که احتمالا همه ما دیجیتال مارکترها یا تجربه کرده ایم یا در حال تجربه آن هستیم.

در این مقاله قصد دارم مقاله Hubspot را با توجه به تجربیات عملی خودم برایتان بازنویسی کنم. آنچه در ادامه مطالعه می کنید، یک سری تئوری در مورد ساخت پرسونا یا سگمنت کردن مخاطبین یا بررسی تقویم ها نیست. این مقاله یک راهنمایی گام به گام دقیقا کارآمد است که مشخصا قصد برطرف کردن یک مشکل را دارد.

آنچه Hubspot برای ایجاد یک تقویم برای تیم محتوا به من پیشنهاد کرد، استفاده از Google Calender بود.

گوگل کلندر تقویم برای تیم محتوا

اجازه بدهید برویم سر اصل مطلب و آموزش را شروع کنیم:

قدم اول: تقویم برای تیم تحریریه محتوا را دانلود کنید

اول از همه تمپلیت تقویم تحریریه محتوا را  (رایگان) دانلود کنید. از اینجا می توانید لندینگ پیجی که در هاب اسپات برای این مورد طراحی شده است بروید. اما اگر تمایل ندارید به هاب اسپات بروید از این لینک میتوانید مستقیم تقویمی را که من به صورت نمونه برای همین مقاله آماده کرده ام را دانلود کنید.

قدم دوم: یک گوگل کلندر جدید بسازید

جای شکرش باقیست که گوگل سرویس تقویمش را در تحریم های علیه ایران نیاورده. خیلی راحت وارد گوگل کلندر بشوید.

در بخش افزودن تقویم (Add a calendar) ، روی گزینه تقویم جدید (New calendar)، کلیک کنید.

تقویم جدید برای تیم محتوا

در پنجره جدیدی که باز می شود، فرمی هست که آن را پر می کنید.

تکمیل تقویم جدید برای تیم محتوا

من اسم “تحریریه پروژه ایکس” را بر روی این تقویم تیم محتوا می گذارم. شرح را هم هرآنچه که فکر می کنید لازم است برایش بنویسید و منطقه زمانی را هم بر روی تهران تنظیم می کنم. و  در آخر بر روی گزینه ایجاد تقویم (Create calendar) کلیک می کنم.

قدم سوم: تمپلیت دانلود شده را در گوگل کلندر وارد کنید

به همان بخش افزون تقویم بروید، این بار گزینه وارد کردن (import) را انتخاب کنید:

بازهم یک فرم جدید به شما نمایش داده می شود،

فایل تمپلیتی که دانلود کردید را باید اینجا در تقویم انتخاب و وارد کنید، در منوی کشویی پایین هم تقویم جدید را انتخاب کنید.

و در آخر گزینه وارد کردن import را انتخاب کنید.

ایمپورت تقویم جدید برای تیم محتوا

پیامی به شما نمایش داده می شود که فلان تعداد رویداد وارد شد. آن را تایید می کنید.

حالا به تاریخ اولین رویداد بروید. (اگر فایل دانلودی که من برایتان گذاشته ام را بدون تغییر وارد کرده اید، باید به چهارم ژوئن ۲۰۱۸ بروید)

پیش از این کار حتما تقویم های قبلی را غیرفعال (پنهان) کنید. برای این کار باید موستان در ستون سمت راست پنجره گوگل کلندر ببرید و روی اسم تقویم ها نگه دارید، یک آیکون چشم مشخص می شود، روی آن کلیک کنید تا تقویم غیر فعال شود.

قدم چهارم: برنامه ریزی برای انتشار مطالب

حالا زمان آن رسیده که تقویم را با برنامه ریزی ای که در نظر دارید پر کنید. تقویم پیش فرض من برای چهارم تا یازدهم ژوئن برنامه ریزی شده است. اما این به آن معنا نیست که شما هم باید همین کار را پیش ببرید. همیشه به یاد داشته باشید که کیفیت محتوا بسیار مهم تر از کیمیت آن است.

ضمنا به یاد داریم که شما پیش از اینکه شروع به ایجاد این تقویم برای تیم محتوا بکنید، استراتژی محتوا را طراحی کرده اید.

خب حالا اگر میخواهید موارد تقویم پیش فرض را پاک کنید، روی آن کلیک کنید، در باکس جدیدی که باز می شود دکمه حذف  (DELET) را بزنید.

ویرایش تقویم برای تیم محتوا

کار کردن با ابزار گوگل کلندر انقدر سخت نیست که نیاز به توضیحات اضافه باشد، برای اضافه کردن یا ویرایش هر بخش به سادگی می توانید از این ابزار استفاده کنید.

اگر میخواهید یک رویداد تکراری تعریف کنید، روی رویداد کلیک کنید، گزینه تکراری (Duplicate) را بزنید، در صفحه جدیدی که باز می شود منوی کشویی تکرار (Does not reapet) را باز کنید و از بین گزینه ها، گزینه مورد نظر را انتخاب کنید.

زمانبندی تقویم برای تیم محتوا

قدم پنجم: به اشتراک گذاری تقویم برای تیم محتوا

خب نوبت به اشتراک گذاری تقویم با هم تیمی هایتان رسیده است. روی گزینه تنظیمات و اشتراک گذاری تقویم ایجاد شده کلیک کنید.

به بخش تنظمات و به اشتراک گذاری (Setting and sharing) تقویم وارد شوید و در بخش هم رسانی با افراد خاص(Share with specific people) گزینه افزودن افراد (ADD PEOPLE) را انتخاب کنید و افراد مورد نظر را از لیستی که به شما نشان داده می شود انتخاب کنید.

دعوت افراد تقویم برای تیم محتوا

اگر قصد به اشتراک گذاری یک رویداد را با افراد دارید، می توانید به عنوان مهمان هم فرد را دعوت کنید. برای این کار بر روی آن رویداد کلیک کنید و به صفحه ویرایش رویداد بروید و در بخش افزودن مهمان (GUESTS) فرد مورد نظر را انتخاب کنید. این رویداد در تقویم فرد مورد نظر خواهد نشست و از طریق ارسال ایمیل نیز به فرد اطلاع رسانی خواهد شد.

دعوت مهمان تقویم برای محتوا

به همین راحتی من تمام کارها را مدیریت کردم. البته ترلو و تسکولو امکان سینک شدن با گوگل کلندر را دارند، اما من از این تجربه هاب اسپات برای این بخش استفاده کردم و اتفاقا اعضای تیمم هم راضی بودند. شاید خیلی از شماها تجربه های دیگری داشته باشید.

لطفا اگر تجربه ای دارید یا فکر میکنید تجربه من مزخرف است در کامنت ها به من بگویید.

ممنون

[su_divider top=”no” style=”dashed” divider_color=”#9f0110″ margin=”20″]

چگونه نرخ تبدیل بازدیدکننده به لید سایت را افزایش دهیم؟

سلام
در این مقاله برای شما توضیح دادم که بازاریابی درونگرا چیست. و گفتم تلاش خواهم کرد تا چند مقاله خوب در مورد بهبود فرآیند قیف بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing Funnel) برای شما بنویسم یا ترجمه کنم

خب! این یک مقاله دیگر از سری مقالات در این باره است. در این مقاله که در وبسایت thinkcreativegroup منتشر شده چند راهکار به شما در مورد افزایش نرخ تبدیل بازدیدکننده به لید توصیه میشود. مسلما این تمام راهکارها نیست. اما هیچ کدام از این راهکارها زائد نیست.

لینک صفحه اصلی مطلب در انتهای همین مقاله درج خواهد شد.

[su_divider top=”no” style=”dashed” divider_color=”#9f0110″ margin=”20″]

آیا از ترافیک سایتتان راضی هستید؟ اینکه چگونه به این سوال پاسخ  میدهید، ارتباط زیادی با بازاریاب بودن شما دارد، اما اینکه شما چگونه تفسیرش میکنید به مراتب حرفهای زیادی برای گفتن می تواند داشته باشد. آیا نگران این هستید که سایتتان چه مقدار ترافیک میگیرد؟ ( بازدید کننده دارد) یا نگران این هستید که چه مقدار به لید تبدیل می شوند؟

معطوف کردن همان میزان  توجه به اینکه چقدر سایتتان در تولید لید خوب یا بد عمل کرده است برای ارزیابی تعداد بازدید کنندگانش هم مهم است ( همان میزان  توجه باید به تعداد بازدید کنندگان نیز بشود). حتی به منظور شروع، برای بالابردنِ تولید لید یکی از معیارهای بسیار گویا ، نرخ تبدیل لید سایت است- درصد بازدیدکنندگانی که تبدیل می شوند و لید فعال شما خواهند شد.-

بهینه سازی سایت برای افزایش نرخ بازدیدکننده به لید

بهبود مداوم نرخ تبدیل یکی از بخش­های مهم و ثابتِ هر شخصی است که جایگاه بازاریاب درونگرا قرارگرفته است. آوردن ترافیک که اصولی در کنار  ایجاد یک مسیر واضح و مشخص برای حفظ نرخ تبدیل، بهترین کار ممکن است.

اگر هیجان زده اید که چگونه می توان نرخ تبدیل بازدیدکننده به لید افزایش دادید، شما تنها نیستید. در حالیکه غیر ممکن است که چالش­های منحصر به فرد هر سایتی را بیان کرد، اما این تمرین ­های خوب شما را برای قرار گرفتن در مسیر درست و بهبود نرخ تبدیل و ROI  در بازاریابی آماده میکند.

۱٫ پالایش شخصیت­ خریدارنتان

شخصیت­ خریداران شما از نوعی سنت و رسم اجتماعی پیروی میکند، آنها نسخه ایده آل شده­ مشتریان هدفتان (target customers)  هستند، که ازجمعیت شناسی سنتی فراتر میروند. ساخت یک شخصیت خریدار بر اساسِ جستجوی بازار، نظرسنجی های مشتری و  سایر آمارها یکی از اولین گام های تلاش در بازاریابی درونگراست.

طراحی پرسونای خریدار تبدیل بازدیدکننده به لید

اما ساخت شخصیت خریدار یک علم دقیق نیست. انجام دادن آن، آن هم برای یکبار به این معنی نیست که شما همیشه قادر به انجام این کار خواهید بود.

به داده­ های جمعیت شناسی(demographic) گرفته شده از آنالیز سایت تان یک نگاه بیاندازید و ترافیکی که واقعا وارد سایتتان می شود را بررسی کنید. پلتفرم هایی مانند آنالیز گوگل و فیس بوک، آمارهای دقیقی در مورد انواع مردمی که از سایتتان بازدید میکنند و درگیر تبلیغات های شما میشوند را ارائه می دهند.- سن، جنسیت، مکان، علاقه مندی­ها و بیشتر.

داده های جمعیت شناسی برای تبدیل بازدیدکننده به لید

با نگاه به داده­های جمعیت شناسی، ترافیک حقیقی که وارد سایتتان میشود و ترافیکی که در بالاترین نرخ­های تبدیل حاصل میشود را بازبینی کنید. تا چه میزان با شخصیت خریدارانتان هم  تراز است؟

اگر هم پوشانی کمی نسبت به آنچیزی که انتظارش را داشتید وجود دارد، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که شخصیت­ های خریدارتان را اضافه یا تصحیح کنید. اگر تمامی شخصیت­های موجودتان روی جمعیت شناسی ۱۸-۳۵ تمرکز دارد اما کاربران با سن بالاتر بهتر تبدیل می شوند، پس قطعا ارزشش را دارد که محتوایی تولید کنید که آنها را مستقیما هدف قرار دهد.

۲٫ دو برابر کردن نرخ تبدیل با تمرکز بر طراحی

یقینا بارها پیش آمده که به نظر می رسد که طراحی وب بیشتر هنر است تا علم، اما بهینه سازی در راستای افزایش نرخ تبدیل، بالانس بین هر دو برقرار میکند.

بهبود طراحی برای تبدیل بازدیدکننده به لید

وقتی نوبت به ساخت سایتی با توجه به نرخ تبدیل می رسد، چیزهایی وجود دارند که به سادگی کار میکنند- و چیزهایی که کار نمیکنند. جزئیاتی مانند درخواست عملیات های (call to actions) واضح، طراحی های ساده و هم راستایی با قوانین طراحی، همگی ثابت کرده اند که نرخ تبدیل را اساسا بهبود می بخشند.

حداقل، سایت شما باید  قوانین طراحی ای که در جهت­ افزایش نرخ تبدیل هستند پیوند را رعایت کند.

کال تو اکشن برای افزایش نرخ تولید لید

نیازهای پرسوناها خود را  به ذهن بسپارید: برای آنها چه سودی دارد؟ برخی اوقات شما نیاز دارید گامی به عقب بردارید و خودتان را جای آنها قرار دهید. آیا پیشنهاد شما به صرفه است؟ آیا مسئله ی کاربر را حل میکند؟ آیا این پیام ها ارسال میشود یا شما روی حرف خودتان تمرکز کرده اید؟ هیچ کس نمیخواهد “به حراج گذاشته شود”

طرح بندی سایت باید کاربر پسند باشد:  استفاده از سایت شما باید قابل حس و اسان باشد، زمان بارگذاری آهسته، نوار منو عجیب و غریب و محتوای ضعیف، همگی می تواند به نرخ تبدیل شما آسیب برسانند.

ساده نگهش دارید: در هر صفحه از سایتتان قصد تبدیل داشته باشید و بر روی آن تمرکز کنید. مطمئن باشید که دعوت به عملیات (call to action)های شما برای مطابق با همان منظور است و واضح و قابل رویت است.

از اصطحکاک پرهیز کنید: تغییر صفحات را برای کاربران آسان کنید. اخیرا، من یک سریال تمرین خریداری کردم. خرید این محصول باید یک فرآیند آسان می بود اما شرکت مورد نظر بیشتر مشتاق به فروش لوازم جانبی و افزودنی ها بود تا محصول واقعی. این کار فرآیند را بسیار دردناک کرده بود. در هر گام “تاییدیه”، من مجبور به تماشای ویدئوی ۲۰ دقیقه ­ای در مورد لوازم جانبی بودم. کلِ فرآیند بررسی تقریبا یک ساعت به طول انجامید! البته من هم کمی غلو کردم، اما وقتی فردی آماده خرید است. مطمئن شوید که اصطحکاک را حذف میکنید و انجام فرآیند خرید را تا حد ممکن یکپارچه و یکدست خواهید کرد.

بهبود فرایند خرید برای افزایش نرخ تولید لید

زمانی که اصول را رعایت کرده اید، باید بیشتر سایت خود را با تستA/B و بازخورد کاربران، اصلاح کنید.

۳٫ ارزش اصلی خود را دقیقا جلو چشم قرار دهید

در بهینه سازی نرخ تبدیل ، معمولا اتفاق های بد در جزئیات روی می دهد. اما در اکثر مواقع به این معنی است که بازاریاب ­ها در دقیقه به مشکل بر میخورند. در حالی که جزئیات کوچک همگی میتوانند مهم باشند، هیچ کدام از آنها به اندازه اینکه چه چیزی اساسا در مورد محصولات و سرویس­ های شما جذاب است یا چگونه به سوالی پاسخ میدهد یا مسئله ای را برای مخاطبانتان حل میکند مهم نیست.

مطمئن شوید که ارزش اصلی شما  همیشه روی سایتتان قرار دارد، به خصوص در صفحه های اصلی و سایر صفحاتی که برای افزایش نرخ تبدیل درنظر گرفته اید. (convertion rate magnet)

ارزش اصلی برای افزایش تبدیل بازدکننده به لید

آیا اگر درخواست عملیات (CTA) را از سمت چپ به راست صفحه ببریم، یک کاربر بیشتر تمایل بیشتری برای تبدیل نشان خواهد داد؟ شاید. آیا آنها بیشتر تمایل دارند به لید تبدیل شوند اگر آنها حس روشنی نسبت به وبسایت شما داشته باشند؟ حتما.

۴٫ سایر نکات برای بهینه سازی نرخ تبدیل

توصیه های بالا باید بتواند به بیشتر بازاریاب ­ها یک  نقطه شروع مناسب معرفی کند تا بازدیدکنندگان خود را ارزیابی کنند و افزایش دهند تا بتوانند نرخ تبدیل بازدیدکننده به لید را بهبود ببخشند. اما خیلی جامع و کامل نیستند. سایر راههایی که نرخ تبدیل را بهبود می بخشد عبارتند از:

  • سئو خود را بهبود ببخشید

    کاربرانی که از موتور جستجو استفاده میکنند تا حد بالایی قصد خرید دارند، ترافیک واقعی (organic traffic) را ارزشمند بدانید. اگر رتبه بندی شما امکان بهبود وضعیت را نشان میدهد- که البته همیشه هم نشان میدهند- حسابرسی کاملتر سئو در دستور کار قرار نمیگیرد.

سئو برای بهبود تولید لید

  • کانال ­های  مختلف بازاریابی را امتحان کنید

    وقتی صحبت از کانال های بازاریابی میشود خیلی سختگیر نباشید. اگر هنوز نمی توانید خودتان را با این وضعیت تطبیق بدهید، از یک پلتفرم  جدید شبکه ­های اجتماعی، محتوای تبلیغاتی، تبلیغات PPC، یا هر کدام  از کانال­های بیشماری که  در این راستا قرار دارند، استفاده کنید. شما مجبور نیستید تا ابد به آنها بچسبید، و یکی  از آنها  ممکن است هدایت کننده شما به سوی معدن طلای بازدیدکنندگان زیادی باشد.

 

  • مسیر فروش خود را بازنگری کنید

    وارد کردن لیدهای مورد تایید بسیار خوب است، اما بدون در نظر گرفتن یک مسیر که آنها را به آرامی و روانی به سوی فروش نهایی هدایت کند، شما از این تمام این پروسه چیز زیادی به دست نخواهید آورد. به مسیر ( قیف ) خود یک نگاه بیاندازید – کجا درست کار میکند، در کجا کاربران تمایل دارند جدا شوند- و مسیرهای دیگری که بهتر است را امتحان کنند. این دقیقا یک نقطه دیگری است که انجام تست A/B را ضروری می نماید.

در نهایت، راه های بسیار زیادی، به  اندازه­ تمام کاربران دنیا، برای بهبود نرخ تبدیل وجود دارد ( این حرف کمی زیاده روی  است اما منظور را متوجه میشوید). چیزی که برای تبدیل یک لید بالقو­ه  به مشتری مفید است ممکن است برای یک لید دیگر مانند سم عمل کند. این کار شماست که  بفهمید، بیشتر کاربرها در کجاها همپوشانی دارند و سایت خود را بر روی همان نقطه پیش ببرید.

[su_divider top=”no” style=”dashed” divider_color=”#9f0110″ margin=”20″]